مطالعات زنان
میثم نوری خان یوردی؛ سکینه لطفی فرد شکرلو؛ میرحسن سید عامری؛ کامیلا سوارت
چکیده
برندسازی شهری با تقویت هویت، جذب گردشگر و ارتقای رشد اقتصادی، جایگاه ویژهای در توسعۀ شهرها دارد. بااینحال، در تهران ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی، بهویژه مشارکت زنان در ورزش، بهدلیل پوشش رسانهای محدود، سیاستگذاری ناکافی و نگرشهای مردمحور، کمتر مورد بهرهبرداری قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مشارکت ورزشی ...
بیشتر
برندسازی شهری با تقویت هویت، جذب گردشگر و ارتقای رشد اقتصادی، جایگاه ویژهای در توسعۀ شهرها دارد. بااینحال، در تهران ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی، بهویژه مشارکت زنان در ورزش، بهدلیل پوشش رسانهای محدود، سیاستگذاری ناکافی و نگرشهای مردمحور، کمتر مورد بهرهبرداری قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مشارکت ورزشی زنان و بازنمایی رسانهای آن بر برندسازی شهری تهران انجام گرفت. مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی است. دادهها بهصورت میدانی و کتابخانهای گردآوری شدند. در میان ورزشکاران زن، مربیان، مدیران ورزشی و مسئولان شهرداری تهران، با نمونهگیری دردسترس پرسشنامه توزیع و ۳۴۲ پرسشنامۀ معتبر جمعآوری شد. برای سنجش متغیرهای پژوهش شامل هویت شهری، تصویر شهر، رقابتپذیری، مشارکت زنان در ورزش و پوشش رسانهای، از پرسشنامههای استاندارد با مقیاس لیکرت استفاده شد. روایی پرسشنامهها به تأیید متخصصان رسید و پایایی آنها با آلفای کرونباخ بالاتر از 7/0 تأیید شد. تحلیل دادهها با نرمافزارهای SPSS-25 و SmartPLS-3 و آزمونهای بوتاسترپ و سوبل نشان داد مشارکت زنان در ورزش بر برندسازی شهری اثر معنادار دارد (001/0 p<؛ 42/0=β) و پوشش رسانهای نقش میانجی تقویتکنندۀ این رابطه را ایفا میکند (%15= VAF). این نتایج لزوم توجه به راهبردهای رسانهای، توسعۀ زیرساختهای ورزشی و ایجاد فرصتهای حضور زنان در سطوح مختلف ورزشی را برای ارتقای برند شهری و دستیابی به توسعۀ پایدار نشان میدهد.
جامعه شناسی
امید قادرزاده؛ سیده چیمن حسینی
چکیده
در مقایسه با گذشته، که ورزش در ذیل ابعاد آیینی، مذهبی و جنگاوری معنا پیدا میکرد و امری مردانه تلقی میشد، امروزه، به دلیل پیوند عمیق با مدیریت بدن، فراغت و سلامت، ورزش ماهیتی فراجنسیتی به خود گرفته و به بخشی از زندگی روزمره بین زنان مبدل شده است. در پژوهش حاضر، به قصد راه بُردن به تجربه و درک زنان از ورزش، به روش نظریة مبنایی ...
بیشتر
در مقایسه با گذشته، که ورزش در ذیل ابعاد آیینی، مذهبی و جنگاوری معنا پیدا میکرد و امری مردانه تلقی میشد، امروزه، به دلیل پیوند عمیق با مدیریت بدن، فراغت و سلامت، ورزش ماهیتی فراجنسیتی به خود گرفته و به بخشی از زندگی روزمره بین زنان مبدل شده است. در پژوهش حاضر، به قصد راه بُردن به تجربه و درک زنان از ورزش، به روش نظریة مبنایی با 30 نمونة زن دارای تجربة فعالیت ورزشی مصاحبۀ نیمهساختیافته بهعمل آمد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که زنان بهدلیل تناسب بافت فضایی و مکانی و ترس از افتادگی بدن به ورزش روی میآورند. در این میان، فهم برابریطلبانه از جنسیت، ایدهآلنگری بدن بهمثابة زمینۀ تسهیلگر و رسانهایشدن و فراگیری ورزش بهمنزلة شرایط مداخلهگر عمل کردهاند. بازسازی معنایی تجربه و درک زنان از ورزش بر آگاهانهبودن ورزش (ورزش بهمثابة هویت نقشی)، واسازی ردهبندیهای اجتماعی، تناسب اندام و لذتطلبی دلالت دارد. براساس مطالعة حاضر، ورزش برای بانوان کسب پذیرش اجتماعی، بازاندیشی و ارتقای سلامت جسمی و روانی در پی داشته است.