نوع مقاله : پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسندگان English
مقدمه
در کشورهای در حال توسعه زنان علیرغم داشتن نقشها و وظایف مختلف، تبعیض در ابعاد مختلف، زندگی آنان را مختل نموده است. این تبعیضها ناشی سلطه هنجارهای اجتماعی است که دسترسی زنان را به توسعه و توانمندی محدود نموده است. به منظور برابری ارزش زن و مرد و فراهم کردن توسعه کلی کشور، موضوع توانمندسازی زنان مطرح شده است. برای ایفای نقش بیشتر زنان روستایی در توسعه باید آنان را توانمند ساخت و پیش زمینه این امر شناسایی عوامل و موانع مؤثر برتوانمندسازی زنان و ارائه الگوها و مدلهایی برای توانمندسازی آنها است. بکارگیری الگوها و مدلهای جهانی توانمندسازی، به دلیل مسائل سیاسی، ایدئولوژیک و مذهبی در ایران مقدور نیست و باید یک الگوی جایگزین و بومی با توجه به شرایط و مقتضیات جامعه ایرانی جستجو کرد. بنابراین، باید به دنبال بومی سازی و انطباق الگوها و روشهای بیرونی توسعه با شرایط درونی جامعه محلی باشیم. در روستاهای ناحیه جنوب استان اصفهان علیرغم عواملی که میتواند منجر به توانمندسازی زنان روستایی در ابعاد مختلف اقتصادی (دسترسی به سرمایه و تسهیلات بانکی، آموزشهای اقتصادی)، اجتماعی (آموزش، تحصیلات، برگزاری نمایشگاهها و بازارچههای توانمندی زنان، بیمه زنان) و روانی (انگیزه، خلاقیت و نوآوری، ریسک پذیری، اعتماد به نفس) شود، موانعی همچون عدم دسترسی زنان به آموزش و پایین بودن سطح تحصیلات، دسترسی محدود به بازارها، عدم دسترسی به تکنولوژی و فنآوری، پایین بودن سطح اعتماد به نفس)، اجتماعی (آموزش) و روانی (عدم انگیزه، عدم پشتکار و...) شود. با توجه به وجود چنین موانع و عواملی که در توانمندسازی زنان روستایی نقش دارد، هدف این پژوهش شناسایی موانع و عوامل مؤثر در توانمندسازی زنان روستایی و سپس تدوین یک الگوی بومی توانمندسازی با توجه به مؤلفهها و ساز و کارهای ارائه شده در ناحیه جنوب استان اصفهان است. بنابراین پژوهش حاضر در پی پاسخ به سوالات زیر است:
موانع تأثیرگذار بر توانمندسازی زنان روستایی در وضعیت فعلی منطقه مورد مطالعه کدامند؟
مهمترین عوامل مؤثر در توانمندسازی زنان روستایی در منطقه مورد مطالعه کدامند؟
چه الگویی میتواند با توجه به شرایط منطقه برای توانمندسازی زنان روستایی مناسب باشد؟
روش شناسی
این تحقیق از روش کیفی تحلیل مضمون برای پاسخگویی به سؤالات پژوهش بهره برده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کارشناسان و متخصصان در حوزههای روستایی در ناحیه جنوب استان اصفهان در سه شهرستان سمیرم، شهرضا و دهاقان بود. تعداد کارشناسان در این پژوهش 20 نفر بود که به صورت هدفمند و با روش گلوله برفی انتخاب شدند. در این پژوهش دادهها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرد و سپس بعد از 20 مصاحبه، اشباع نظری حاصل شد. بهمنظور افزایش روایی و اطمینان از دقت علمی پژوهش، از راهبرد حساسیت پژوهشگر بهعنوان یکی از شیوههای ممیزی در مطالعات کیفی بهره گرفته شد. بهمنظور ارزیابی پایایی یافتهها، از شاخص توافق میان دو کدگذار بهره گرفته شد. برای برآورد کمی این توافق، ضریب کاپای کوهن با استفاده از نرمافزار SPSS محاسبه گردید که مقدار 87/0 به دست آمد و بیانگر سطح مناسب پایایی در پژوهش حاضر است.
یافتهها
یافتههای پژوهش نشان داد که مضامین استخراجشده بیانگر پیامدها و تجلیهای توانمندسازی زنان روستایی هستند، در حالی که مؤلفههای شناساییشده نقش عوامل زمینهساز و تسهیلکننده این فرآیند را ایفا میکنند. مهمترین ابعاد توانمندسازی شامل تسهیل دسترسی به منابع و فرصتهای اقتصادی، افزایش دسترسی به منابع مالی و ظرفیت تأمین مالی، برابری جنسیتی، ارتقای بهرهوری و راندمان کاری، تقویت انگیزه و اعتمادبهنفس، و توسعه خوداتکایی، کارآفرینی، نوآوری و قدرت تصمیمگیری بود. این پیامدها در ارتباط مستقیم با مؤلفههایی نظیر دسترسی ساختاری به منابع اقتصادی و فرصتهای اشتغال، شمول مالی، تخصیص اعتبارات، آموزشهای تخصصی، مهارتهای فردی و عدم تبعیض جنسیتی قرار دارند. تبیین یافتهها در چارچوب نظریه توانمندسازی نایلا کبیر و الگوی آلسوپ و هینسون نشان داد که توانمندسازی حاصل تعامل میان منابع، عاملیت و ساختار فرصتها است. دسترسی به منابع مالی، اعتبارات، آموزش و فرصتهای شغلی، بستر لازم برای مشارکت اقتصادی زنان را فراهم میکند و مهارتهای فردی، اعتمادبهنفس و کاهش تبعیض جنسیتی، عاملیت آنان را برای بهرهگیری مؤثر از این فرصتها تقویت میسازد. در نتیجه، دستاوردهایی همچون استقلال اقتصادی، مشارکت اجتماعی، کارآفرینی و افزایش قدرت تصمیمگیری شکل میگیرد. یافتهها همچنین نشان داد که محدودیت دسترسی به منابع مالی و اعتباری، دشواری دریافت تسهیلات، هزینههای بالای سرمایهگذاری، نگرشهای جنسیتزده، فقدان آموزشهای تخصصی متناسب با نیازهای زنان روستایی، موانع یادگیری و ضعف انگیزشی از مهمترین موانع توانمندسازی به شمار میروند. این عوامل از طریق تضعیف ساختار فرصتها و کاهش عاملیت فردی، مشارکت اقتصادی و اجتماعی زنان را محدود میکنند. بر این اساس، تحقق توانمندسازی پایدار زنان روستایی مستلزم رویکردی جامع است که بهطور همزمان بر توسعه فرصتهای اقتصادی، گسترش دسترسی به منابع مالی و اعتباری، آموزشهای تخصصی و کارآفرینانه، تقویت مهارتهای فردی و رفع تبعیضهای جنسیتی تمرکز داشته باشد. حمایت از کارآفرینی زنان، توسعه کسبوکارهای محلی، تقویت نهادهای حمایتی و افزایش مشارکت زنان در فرایندهای تصمیمگیری میتواند زمینهساز ارتقای استقلال اقتصادی و اجتماعی آنان و تحقق توسعه پایدار روستایی باشد.
نتایج
یافتههای پژوهش نشان داد که توانمندسازی زنان روستایی در شهرستانهای سمیرم، شهرضا و دهاقان پدیدهای چندبعدی است که از تعامل عوامل اقتصادی، آموزشی، اجتماعی، روانشناختی و ساختاری شکل میگیرد. مهمترین مؤلفههای مؤثر بر این فرآیند شامل دسترسی به منابع و فرصتهای اقتصادی، شمول مالی، اعتبارات، آموزشهای تخصصی، مهارتهای فردی و کاهش تبعیض جنسیتی است. این عوامل زمینهساز افزایش دسترسی به فرصتهای اقتصادی، ارتقای توان تأمین مالی، تقویت برابری جنسیتی، افزایش بهرهوری، اعتماد به نفس، خوداتکایی، کارآفرینی، نوآوری و قدرت تصمیمگیری زنان میشوند. تحلیل یافتهها در چارچوب نظریه توانمندسازی نایلا کبیر و آلسوپ و هینسون نشان داد که توانمندسازی زمانی محقق میشود که دسترسی به منابع با تقویت عاملیت زنان، شامل مهارتها، اعتماد به نفس و توان تصمیمگیری، همراه باشد. همچنین موانعی همچون محدودیت دسترسی به منابع مالی و اعتباری، دشواری دریافت تسهیلات، هزینههای بالای سرمایهگذاری، نگرشهای جنسیتزده، کمبود آموزشهای تخصصی و ضعف انگیزشی از مهمترین چالشهای این فرآیند هستند. بر این اساس، توانمندسازی پایدار زنان روستایی مستلزم رویکردی جامع است که بهطور همزمان بر توسعه فرصتهای اقتصادی، گسترش خدمات مالی و اعتباری، آموزشهای مهارتی و کارآفرینانه، تقویت توانمندیهای فردی و رفع تبعیضهای جنسیتی تمرکز داشته باشد. در مجموع، نتایج پژوهش نشان میدهد که توانمندسازی زنان روستایی فرآیندی پویا و تعاملی است که از همافزایی ظرفیتهای فردی و فرصتهای ساختاری حاصل شده و نقشی کلیدی در توسعه پایدار اقتصادی و اجتماعی جوامع روستایی ایفا میکند.
کلیدواژهها English