نویسندگان

1 استادیارگروه علوم اجتماعی دانشکده علوم انسانی دانشگاه مازندران

2 کارشناس ارشد جامعه¬شناسی

چکیده

هدف از انجام این پژوهش، توصیف‌ و تبیین جامعه‌شناختی عوامل مؤثر بر گرایش زوجین به طلاق در شهرستان کرمانشاه با استفاده از مفاهیم موجود در نظریه‌های همسان همسری، مبادله و شبکه بوده است.
تحقیق حاضر، با استفاده‌ از روش پیمایش انجام شد و برای جمع‌آوری اطلاعات، «پرسشنامه همراه با مصاحبه» به‌کار گرفته شده است. جامعه‌ی آماری، 6410 نفر از‌ مردان‌ و زنان متأهلی بوده‌اند که در طول سال 1385 به دادگاه خانواده‌ی شهر کرمانشاه مراجعه کرده‌ و دادخواست طلاق داده بودند. با استفاده از شیوه‌ی نمونه‌گیری تصادفی سیستماتیک، حجم نمونه‌ی برابر با 364 نفر از زوجین (سهم‌ مردان و زنان به‌طور مساوی‌ 182نفر) به‌عنوان پاسخگویان‌ تحقیق انتخاب‌ گردیدند. متغیر وابسته‌‌ی تحقیق‌، میزان گرایش به طلاق بوده که سعی شد اثرات‌ برخی از متغیرهای مستقل(نظیر دخالت دیگران در زندگی زوجین، میزان برآورده نشدن انتظارات همسران از یکدیگر و میزان تصور مثبت از پیامدهای طلاق) بر آن مورد سنجش‌ قرار گیرد.
نتایج تحقیق نشان می‌دهد که نیمی از پاسخگویان گرایش متوسطی به طلاق داشته‌اند در حالی‌که نزدیک به 9 درصد از آنها دارای گرایش قوی به طلاق بوده‌اند. تحلیل رگرسیونی داده‌ها حاکی از آن است که متغیرهای میزان برآورده نشدن انتظارات همسران از یکدیگر(به شکل مستقیم)، میزان تصور مثبت از پیامدهای طلاق و دخالت دیگران در زندگی زوجین(به شکل مستقیم و غیرمستقیم)، و متغیرهای تفاوت سنی، تفاوت تحصیلی و تفاوت عقاید همسران (به شکل غیرمستقیم از طریق تأثیر بر میزان برآورده نشدن انتظارات همسران از یکدیگر) بر میزان گرایش به طلاق تأثیر داشته‌اند که از این میان، متغیرهای دخالت دیگران در زندگی زوجین و میزان برآورده نشدن انتظارات همسران از یکدیگر دارای بیشترین تأثیر بر میزان گرایش به طلاق بوده‌اند.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

A Sociological Analysis of Tendency towards Divorce

چکیده [English]

This study aims to offer a sociological explanation of influential factors on the rate of tendency toward divorce in Kermanshah City. A combination of Homogamy theory, Exchange theory, and Network theory is used as the theoretical framework of the study. The study has been conducted via survey method and data is collected through questionnaire and interview. The statistical sample of study consists of the couples who had referred to Family Court in Kermanshah City to file for divorce during 2006.
Overall, 364 people (182 men and 182 women) are chosen through systematic random sampling method. Dependent variable is the rate of tendency toward divorce. Impacts of independent variables, including interference of others in the couple's marital life; disability of satisfying the spouse's expectation, having positive imagination about divorce outcomes, on the dependant variable is measured through statistical techniques, based on SPSS.
The results of the study show that almost half of the couples reported medium tendency towards divorce, whereas only 9 percent of couples had a strong tendency. Multivariate Regression Analysis reveals that tendency towards divorce is under direct influence of such variables as disability in satisfying spouse’s expectations, having positive imagination about divorce outcomes, and interference of others in couple’s marital life. Furthermore, such variable as age-related differences, educational differences, and opinion-related differences of couples have indirect effect on tendency towards divorce, through increasing disability in satisfying mate’s expectations. Interference of others in couple’s marital life has the strongest influence on tendency toward divorce.

کلیدواژه‌ها [English]

  • divorce
  • Tendency toward Divorce
  • Positive Imagination about Divorce Outcomes